. سروده ای زیبا از مهسای گرامی - تاریخ: 1396/7/4 ساعت: 21:25
سروده ذیل اثر طبع شکرین گرامی دوست مهربانم . مدیر وبلاگ خوان هشتم مهسا سلطانیان . می باشد که بپاس زحمات چندین ماهه او در وب و کمک شایانش بمن از آن پستی ساختم . قدرت تخیل مضامین و تصاویر چیدمان کلمات . سخن از یک استعداد خدا داده ای که در آینده نزدیک بزرگی را در سرزمین شعر خواهیم داشت . می گوید . قضاو...
. برای مهسا . می نویسم / 2 - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 18:43
بنده همان به که ز تقصیر خویش . . عذر به درگاه خدا آورد ورنه سزاوار خداوندیش . . کس نتواند که بجای آورد سپاس پروردگار جهانیان که دوست ما مهسا سلطانیان را عمری دوباره و شفا و سلامت بخشید شکر خدا که قاصد ما خوش خبر رسید ایام صبر طی شد و پیک ظفر رسید گل در تبسم آمد و بلبل ز شوق گل بر زد صفیر کز سفر آن ن...
. برای مهسا می نویسم . 3 - تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 18:43
برای مهسا می نویسم . . 3 سپاس خداوندی که باران رحمتش بر گلستان وجود مهسای نازنین ثمره اش عطر شکوفه های سلامتی و نشاط و شادابی بوده و خیل دوستان و دوستدارانش که دعای شبانه روزیشان را فرشتگان عرش الهی باز می گفتند . اینک شاد و خرسند از باز گشت پرستوی زیبایشان که صادقانه ، شاعرانه و عاشقانه دوستش می دا...
. و باز هم . . نوح . - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 5:03
در صفحه 100 مجموعه اشعارم با عنوان / من غزل مرتکب شدم !! / سروده ذیل را می خوانیم . امید که مقبول نظر والای دوستان باشد . و باز هم . . نوح ! بلند صخره خاموش فریادت خروشنده چو امواج ارس پیداست نگاهت لاجوردین پوش آن بالاست و در اعماق اقیانوس صدها آسمان در پی آن حامی افتادگان در وادی غم هاست و می پرسد ...
. برای . . مهسا . . می نویسم . - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 5:03
بنام خداوند جان و خرد . . کزین بَرتراندیشه بَرنگذرد دوست خوبمان / مهسا سلطانیان که محبت کرده و مدیریت وبگاه خوان هشتم را پذیرفته بودند . بعلت بیماری / سرطان / در بیمارستان بستری هستند در کامنتی از محبت و مهربانی دوستان تشکرکرده و حلالیت می طلبند نیز درخواستی که . . دعایشان کنیم . برای / مهسا / می نو...
. اگر من جای استاد بودم !! - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:15
اگر من جای استاد بودم خسته از سرقت های ادبی . یکی دو بیت شعر از یک غزل . بریده ای از یک قطعه ادبی . نوشته ای را از روزنامه با اندک دستکاری پستی ساختن !!! . یک غزل استاد محزونی را سرقت کردم و در پایگاه خودشان کامنت گذاشتم !! . می دانستم از هر طرف آماج تهمت هایی به پشتی بانی از استاد محزونی خواهم شد ....
. پاسخی برای کامنت زیبای استاد . - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 20:15
. پاسخی بر کامنت زیبای سیّد بزرگوار . استاد محزونی اگر جای استاد بودم بجای بهره بردن از کلماتی که طنین خشم و قهرش چونان آذرخش در تیره شبی سهمگین هر چه هست را می سوزاند و خاکسترش بر باد میدهد ، به [ خوان هشتم ] می آمدم و گفتگو که . . . . و یا می نوشتم . جناب فیضی ، این حرکت نمادین شما را متوجه شدم . ...
. ارتباط میان دو نسل !! . - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:01
پست ها را بخوانیم ، آنگاه نظرمان را بنویسیم !! . بعنوان مثال . می نویسم دیشب پدرم بعلت نارسایی قلب دارفانی را وداع گفت . بدین خاطر بسیار غمین و ناراحتم . اینک به چند نظر توجه کنید . 1ــ بر سر تربت من با می و مطرب بنشین تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم گر چه پیرم تو شبی سخت در آغوشم گیر تا سحرگه ز کن...
. برای مدیر جدید - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:01
برای مدیریت جدید ــ وبلاگ خوان هشتم ــمهسا سلطانیان شرکتی مهندسی را استخدام می کند . رشته تحصیلی در ارتباط با شغل اوست . اما . همین مهندس برای هم آهنگی کامل با محیط و دیگر کارمندان بیش از یک ماه تلاش می کند . ثمر و نتیجه تلاش او گاه نسبی است !! . اینجا . اما . دختر جوان . با مردی میان سال یکی از جنو...
. در ادامه پست قبلی . . - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:01
دوستان این نوشته ادامه پست قبلی می باشد .دیدم بخواب نیمه شب خورشید و مه را لب به لب تعبیر این خواب عجب ای صبح خیزان چون کنید استاد . سایه چه خواب خوشی بود خرم شبی . . که تا صبگاهم به رویا گذشت . در رویای خوشم من بودم و سید والاگُهر استاد محزونی . و چشمه زلالی در دامنه کوه صدای من نجواگونه . التماسی ...
بهانه ای برای زندگی!!! - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:01
کاش زندگی کردن راحت بود!! کاش زندگی کردن راحت بود !! . آخر باید بهانه ای برای ماندن داشت. بهانه ای شیرین و دوست داشتنی...دوست داشتن خنده های کسی شنیدن صدای مهربانی...دیدن آن نگاه خاص،که یک کتاب حرف دارد!!! و در انتظار ماندن نوازشی!!! سلام و خداحافظی ای که نه تنها ازجدایی ها نمی گوید بل سر شار از اشت...
. با خدا سخن گفتن - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:01
با خدا سخن گفتن بنام خداوند جان و خرد . . . کزین برتر اندیشه بَر نگذرد باور دارم که می توان با کلمات معجزه کرد !! با جابجایی آن می توان شعری نو ،  پیامی نو  ، راهکاری  نو بوجود آورد . با خشت خشت کلمات می توان گلستانی ساخت  که خزان را در آن راهی نباشد !! می توان تمام زیبایی های جهانی را با جادوی کلما...
. از یک دوست - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:01
این سروده زیبا از شاعر ارجمند آقای بهمن جلیلی دوست خوبمان. است . که بواسطه نزدیکی حرف هایش با جوَ موجود در جامعه انتخاب کرده ام . میدانم آقای فیضی هم روی این شعر نظر داشتند مهسا سلطانیان ......................... همجهت با باد باشی روزگارت بهتر است حال و مالَت رو به راه و کار و بارَت بهتر است جُفت شش...
ما ز یاران چشم یاری داشتیم . . . - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:01
ما ز یاران چشم یاری داشتیم . . . خود غلط بود آنچه می پنداشتیمدوستان گرامی . . . رهگذران ارجمند . . اندک تاملی . . همه گاه نام خسرو با شاخصه هایی شناخته شده همراه بوده انواع درودها ، نقطه ای که آغازگر هر سطریست و در پایان دو گُل سرخ به رسم احترام . بارها و بارها خواهش و التماس که . . . دوستان هر چه م...
برای تو . برای اراده آهنین و . . . - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 20:57
برای تو . برای اراده آهنین و روحیه شکست ناپذیرت . در اتاقم تنهام . . . ساعت هاست پشت میزم اندیشه می کنم می خواهم بنویسم . اما . از چه ؟ . از که ؟ . از کجا و چگونه ؟ . فضای اتاقم غمگینانه . . و دلم گرفته . . قلم سرکش . . کاغذ مغرور را تصویر نمی کند !! ذهنم آشفته است . . اتاقم کویری را میماند و
سیستمم خرابه - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 2:42
دوستان ورود به سیستم مدیریت . . بنده را وصل نمی کند . . بناچار از هر فرصتی برای پاسخگویی به دوستانم و نظر نویسی استفاده می کنم . تاخیرم را در پاسخگویی همچنین در نوشتن نظر برای شما . بر بنده ببخشید . . بناچار تا بهبود سیستم . سخت گرفتارم . روزگارتان شادو خرم باد
. پاسخ کلام . کلام است . - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 2:42
جهان را آن گونه که هست ببینیم اگر چه اندیشمند را می توان کشت . اما . اندیشه را هرگز اندیشه را باید با اندیشه پاسخ گفت . پاسخ کلام ، کلام است هر آنکس که اندیشه را با دشنام و دشنه طرد و تکفیر کند یا با مشت و لگد ، سانسور . . و یا با خنجر و گلوله پاسخ دهد . آشکارا می گوید . . که حق با تو است و من پ
شعر ارسالی از یک دوست - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 0:08
دوستی این شعرطنزگونه را برایم فرستاد با خواهشی کهحتماً از روی شعر یک پست بساز . . و من ساختم !! بخوانید و واکنش فشارها و محدودیت ها را این چنین ببینید !! رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان بخرم و کمی جنس بفرموده ی مامان بخرم از قضا چشم من افتاد به یک دوشیزه قصد کردم قدحی " ناز "از ایشان بخرم نا
. ای خسته گان از زنجیر و دهلیز - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 15:46
ای خسته گان از زنجیر و دهلیز های تاریکوقتی سوژه ای نیست !! پناه باید برد . . به یک ارتکاب دیگر و من این سروده را مرتکب شدم !! . . بسته در زنجیر . خفته در دهلیز . بس کبوتر بر فراز آسمان باز . در زلال بی نهایت می کند پرواز آه . . . کاش مردی از میان مردمان شهر بر می خاست . در دل شب های طوفانی .
. یعنی مخاطب خاص داره ؟؟ - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 12:03
با من بگو آنچه را که آرزوی شنیدنش را از تو دارم . . . روزها از تو برای خورشید می گویم . شب ها از ماه و ستاره نشان تو را می جویم . رودها با ترنم دلپذیر خود ترانه های مرا به دریا میبرند ! صخره ها در ستیغ کوه . . سبزه ها در دشت و گل ها در باغ گوش به غزل هایم می سپارند . . آبشار ها ی زلال در شیب